به نظر می‌رسد که رسانه‌ها می‌خواهند جهان را جای بهتری کنند، به همین دلیل است که از نژادپرستی به ما می‌گویند، به همین دلیل است که دستمزدهای پایین را افشا می‌کنند و به همین دلیل است که بارها و بارها درباره قلدری نکاتی را به یاد ما می‌آورند.

اما ما باید نقطه تاریک‌تری را در نظر داشته باشیم. رسانه‌ها بیش از ما به این درگیری‌ها نیاز دارند. اگر روش و منش آن‌ها این‌گونه نبود، می‌توانستد روش‌ها و شیوه‌ها دیگری برای ادامه فعالیت خود در نظر بگیرند. آن‌ها می‌توانستند کنجکاو شوند که اصلاً چرا مشکل به وجود آمده است، می‌توانستند اجازه جبران کردن بدهند و نیازی نداشتند که قیمتی گزاف برای عذرخواهی و جبران تعیین نمایند. آن‌ها می‌توانستد مانند والدین دوست‌داشتنی در زمان سرگردانی کودکان دلبندشان رفتار کنند.

درعوض، آنها با بی‌رحمی و سنگدلی در مسیر هیشگی خود گام برمی‌دارند. وقتی ممکن است زمان آرام کردن یک قائله فرا رسیده باشد، آنها با انرژی فراوان به آتش ماجرا می‌دمند و درگیری را شعله‌ورتر می‌کنند. هنگامی که ممکن است فرصتی برای ارائۀ راه حل وجود داشته باشد، آنها صدای افراد خشمگین و کینه‌جو را بازتاب می‌دهند. 

کل مدل کسب و کار مبتنی بر راه‌حل‌های گذشته است. هرچند که این‌طور به نظر نمی‌رسد (آن‌ها به اندازه کافی باهوش هستند که ردپای خود را بپوشانند)، اما آنها علاقه‌ای به این ندارند که زوج‌ها دیگر با یکدیگر مشکلی نداشته باشند، آنها مطلقاً نمی‌خواهند روابط بین نژادها بهبود یابد، آنها نمی خواهند وضعیت محل کار کارگران خوب شود ، آنها نمی‌خواهند سرمایه داری کار کند، آنها هیچ گونه هماهنگی عاقلانه بین کارفرمایان و کارمندان نمی‌خواهند، آنها نمی‌خواهند کشورها در صلح باشند، آنها نمی خواهند شورش‌ها متوقف شود و قطعاً نمی‌خواهند محیط زیست به وضع تعادل خود بازگردد و بحران‌ها پایان یابد.

مایه حیات رسانه‌ها ناراحتی است. رسانه‌ها فقط تا زمانی که ما به دعوا و زخمی کردن یکدیگر ادامه دهیم، کارکرد وجود خواهند داشت. آنها دقیقاً دشمنان چیزی هستند که ادعا می‌کنند برای صلاح و نفع ما به دنبالش هستند.