افراد به دلیل نحوه تفسیر وقایع دست به خودکشی میزنند. لازم به تاکید است که تفسیرهای مهربانتر، پیچیدهتر و ظریفتری از همان وقایع نیز وجود دارد، اما به دلیل ریشههای یک آسیب روحی، این تفسیرها از دسترس فرد خارج شدهاند.
تروما، زخمی عمیق بر روان انسان است که میتواند سایهای تاریک بر زندگی ما بگذارد. اما رهایی از این سایه و التیام زخمهای گذشته غیرممکن نیست. کلید این رهایی، درک عمیقتر ماهیت تروما و علائم آن نهفته است.
از منظر روانشناسی، روابط عاطفی که در آنها عشق به طور متقابل ابراز و دریافت نمیشود، امری شایع و ناخوشایند به شمار میرود. افراد در چنین موقعیتهایی تمایل دارند به سرعت خود را از این رابطه خارج کنند. چرا باید در رابطهای ماندگار شد که در آن احساسات عمیق به درستی درک و ارج داده نمیشوند؟ چه دلیلی برای صرف وقت و انرژی با کسی وجود دارد که عواطف ما را به طور کامل پاسخگو نیست؟ تمایل به رهایی از ابهام، سردی و دوری عاطفی، رفتاری منطقی و قابل درک است.
یک سوم از زندگی ما در خواب سپری میشود و بخش قابلتوجهی از این زمان به رویاها اختصاص دارد. رویاها میتوانند شگفتانگیزترین، زیباترین، ترسناکترین و گویاترین تجربیات زندگی ما باشند.
یکی از اصول بنیادین روانکاوی این است که فراموشی آسیبهای روانی، زمینهساز بیماری میشود. به عبارت دیگر، فراموش کردن تجربیات تلخ و ناگفتهای که به شدت نیاز به بیان دارند، منجر به بروز اختلالات روانی میگردد. تاریخچهی پرفراز و نشیب روانکاوی، روایتگر تلاشهای گسترده و متنوع برای کمک به افراد جهت به یادآوردن حقایق دردناکی است که سلامت روان و آیندهی بدون اضطراب آنها بدان وابسته است.
به دلایل موجه، اغلب تصور میکنیم سرنخهای اصلی برای درک هویت ما در مغز نهفته است. ما بر این باوریم که کلمات و خاطرات بیشترین نقش را در توضیح ماهیت وجودی و تجارب گذشتهی ما، برای خود و دیگران، ایفا میکنند.
در تاریخ رسانهها گاهاً اتفاق افتاده است که یک هیولای واقعی پیدا شده است: شاید در دفتر رئیس جمهور، یا در یک لشکر ارتش یا یک زیرزمین حومه شهر. از چنین اکتشافات خارقالعاده و لرزهای، که ممکن است تعدادشان در هر قرن بیش از انگشتان یک دست نباشد، یک باور عمومی در هر سازمان رسانهای و در ذهن آخرین روزنامهنگار مشتاق جا افتاده است: هیولاها در همه جا وجود دارند، در ادارات، خانهها، سالنهای ورزشی، برجهای کنترل فرودگاه، سالنهای عمل و اتاقهای کابینت.
شک در رابطه همیشه بیدلیل نیست، اما هر نگرانی نیز مدرک خیانت یا دروغ محسوب نمیشود. تجربههای گذشته، دلبستگی اضطرابی، رفتارهای مبهم و اعتماد آسیبدیده میتوانند ذهن را به سمت بدترین سناریوها ببرند. در این مقاله یاد میگیریم واقعیت را از حدس جدا کنیم و بدون تبدیل رابطه به بازجویی، با نگرانیها روبهرو شویم.
حسادت یکی از احساسات رایج در روابط عاطفی است و معمولاً زمانی ظاهر میشود که چیزی را تهدیدی برای رابطه تصور میکنیم. مشکل از جایی آغاز میشود که حسادت به بازجویی، نظارت، محدودکردن یا اتهام دائمی تبدیل شود. در این مقاله ریشههای حسادت و راههای مدیریت سالم آن را بررسی میکنیم.
صمیمیت به معنای دانستن تمام جزئیات زندگی شریک عاطفی نیست. یک رابطه سالم هم به صداقت نیاز دارد و هم به فضایی که فرد بتواند استقلال و حریم شخصی خود را حفظ کند. در این مقاله مرز میان حریم خصوصی، پنهانکاری، اعتماد و کنترلگری را با مثالهای واقعی بررسی میکنیم.