بایگانی نوشته‌ها

محدودیت‌های ادراک

اگرچه حواس ما عمدتاً تصویری بسیار دقیق از آنچه در اطرافمان می‌گذرد به ما ارائه می‌دهند، اما در برخی موقعیت‌های جالب، شاهد شکاف بین واقعیت و برداشت‌های ذهنی خود از آن هستیم؛ موقعیت‌هایی که حواس ما به شیوه‌ای ظریف ما را گمراه می‌کنند.

به یاد آوردن گریستن

کودکان زمانی که با آن‌ها با مهربانی رفتار می‌شود، به راحتی اشک می‌ریزند. آن‌ها می‌دانند که موجودات بسیار کوچکی در دنیایی خشن و غیرقابل پیش‌بینی هستند. نمی‌توانند بر بسیاری از اتفاقات پیرامون خود کنترل داشته باشند، قدرت درکشان محدود است و چیزهای زیادی وجود دارد که باعث ناراحتی، اندوه و سردرگمی‌شان شود. پس چرا ما، به طور منظم، گاهی فقط برای چند لحظه، با سُرو صداهای [گریه]‌ای عمیقا شفابخش در برابر وسعت غمِ بودن فرو نپاشیم؟

به یاد آوردن رقصیدن

رقص در اکثر فرهنگ‌ها جایگاه ویژه‌ای داشته است. مردم در گروه‌هایی گرد هم می‌آمدند، با صداهای ریتمیک طبل‌ها و فلوت‌ها، ارگ‌ها و گیتارها، سرودها و فریادها غرق می‌شدند و دست‌ها و پاهایشان را به شیوه‌های پیچیده و دیوانه‌وار تکان می‌دادند و خودشان را در حیرت رقص گم می‌کردند. بی‌جهت نبود که نیچه، شخصیتی دردناک منزوی در زندگی روزمره، اعلام کرد: «فقط به خدایی ایمان می‌آورم که بتواند برقصَد» (نظری که در کنار اعلام قاطعانه‌ی دیگرش قرار می‌گیرد: «بدون موسیقی، زندگی اشتباه است.»)

به یاد آوردن احساس کردن

زندگی معمولی اغلب برای پردازش مناسب اکثر تجربیات ما، بسیار سریع می‌گذرد. در یک گفتگوی پنج دقیقه‌ای با یک همکار، به اندازه‌ای محتوا وجود دارد که بتواند ساعت‌ها تأمل را به همراه داشته باشد؛ می‌توانیم رمانی به ضخامت سیصد صفحه در مورد نیم ساعت درون ذهن خود بنویسیم. بیشتر اوقات، حتی نمی‌توانیم با احساساتی که از ما عبور می‌کنند، کنار بیاییم؛ فرصتی برای توجه به بیش از کسری از آنچه تجربه کرده‌ایم، نداریم.

به یاد آوردن فریاد زدن

اینکه صرف نظر از تصویری که گروهی عصبانی و پر سر و صدا در جامعه ایجاد می‌کنند، مشکل بسیار رایج‌تر، هرچند (به طور طبیعی) نامرئی، تمایل متضاد، ناتوانی گسترده در عصبانی شدن، عدم توانایی طرح درست و مؤثر شکایت، فرو خوردن خفه‌کننده‌ی سرخوردگی است – و تلخی، «بیرون‌ریزی» پنهانی و افسردگی خفیفی که از عدم اجازه دادن به هر یک از غم‌هایمان برای یافتن بیان درست ناشی می‌شود. به ازای هر کسی که بیش از حد بلند فریاد می‌زند، حداقل بیست نفر وجود دارند که به ناحق صدای خود را از دست داده‌اند.

کودک درون و بازوالدگری

روانشناسی ما را با مفاهیم چالش‌برانگیز و گاه حتی شرم‌آوری روبرو می‌کند که یکی از رایج‌ترین آن‌ها «کودک درون» است. افرادی که بر هوش و تجربه‌ی بالای خود تأکید دارند، ممکن است با شنیدن این اصطلاح ابرو بالا بیندازند یا با تردید سر تکان دهند.

آیا باید والدین خود را ببخشیم؟ یا نه؟

برای بسیاری از ما که کودکی‌های آشفته‌ای با نشانه‌های آسیب و ناراحتی داشته‌ایم، یکی از مشکلات تئوریک بزرگسالي در مسیر یافتن آرامش و تعادل، این است: آیا باید والدین خود را برای گذشته ببخشیم یا نه؟

پایان یافتنِ تروما

طبیعت بسیاری از آسیب‌های روحی آن است که متاسفانه هرگز به طور کامل بر آن‌ها غلبه نخواهیم کرد. آن‌ها همچنان پنهان و تهدیدآمیز باقی می‌مانند و منتظر می‌مانند تا زمانی که خسته، مضطرب یا در عشق طرد شویم، تا دوباره تسلط خود را بر ما اعمال کنند و با روایت‌های تاریکشان مجازاتمان کنند. اما این بدان معنا نیست که آسیب‌ها مجبورند زندگی ما را نابود کنند یا شبیه باری باشند که تا به امروز بوده‌اند. علائم قابل کنترل هستند.

درک بی رحمی

یکی از سوالاتی که اغلب افراد آسیب دیده در طول مسیرشان با آن دست و پنجه نرم می کنند، یافتن پاسخی برای «چرا بی رحمی وجود دارد؟» است، چرا که  آسیب های روحی تقریباً همیشه ناشی از اعمال بی رحمانه‌ی یک یا چند فرد است.

احساس واقعی خود را کشف کنید: سفری به دنیای درونی

یکی از جنبه‌های عجیب و غریب و در عین حال دردسرساز انسان بودن، حجم بالای احساساتی است که اغلب از درک لحظه‌ای ما دور می‌مانند. خشم، شادی، رنجش یا ترس، همگی احساساتی هستند که در جریان خون ما جاری‌اند، اما در میان هیاهوی زندگی روزمره، به راحتی از کانون توجه ما خارج می‌شوند.

سرمقاله

هیولاهای رسانه ای

هیولاهای رسانه ای

مدرسه زندگی

در تاریخ رسانه‌ها گاهاً اتفاق افتاده است که یک هیولای واقعی پیدا شده است: شاید در دفتر رئیس جمهور، یا در یک لشکر ارتش یا یک زیرزمین حومه شهر. از چنین اکتشافات خارق‌العاده و لرزه‌ای، که ممکن است تعدادشان در هر قرن بیش از انگشتان یک دست نباشد، یک باور عمومی در هر سازمان رسانه‌ای و در ذهن آخرین روزنامه‌نگار مشتاق جا افتاده است: هیولاها در همه جا وجود دارند، در ادارات، خانه‌ها، سالن‌های ورزشی، برج‌های کنترل فرودگاه، سالن‌های عمل و اتاق‌های کابینت.
جدیدترین نوشته‌ها

چطور دوستی‌ها در دهه‌های ۲۰، ۳۰، ۴۰ و بعد از آن تغییر می‌کنند

آیا احساس می‌کنید که دوستی‌هایتان کم‌کم به پایان می‌رسند؟ در این مقاله یاد می‌گیرید چگونه دوستی‌های قدیمی را در طول تغییرات زندگی حفظ کنید.

جنگ، احساسات، سلامت روان و هوش مصنوعی

ترکیب واقعیت مجازی، ChatGPT و ارتباطات راهبردی عاطفی، راهی نوین برای مداخله روانی در جوامع آسیب‌دیده از جنگ ارائه می‌دهد.