مقاله با اشاره به اینکه شایعه پردازی یک رفتار طبیعی انسانی است شروع میشود. سپس به برخی از مضرات شایعه پراکنی مانند آسیب رساندن به شخصیت و اعتمادپذیری افراد میپردازد.
مقاله با توضیح مورد یک طراح ایتالیایی به نام بنونوتو سلینی شروع میشود که اولین کسی بود که بهطور عمده از شخصیت خود برای جلب توجه به آثارش استفاده کرد. سپس مقاله به مضرات شهرت در دوران رسانههای اجتماعی اشاره میکند مانند لو رفتن حریم خصوصی و زندگی شخصی مشاهیر.
در دنیای بهتر، رسانهها اصلاح خواهند شد و به دنبال راهحلها و بهبود جامعه خواهند بودند. آنها با رویکردی مهربانانه، صبر، امید و انعطافپذیری، فضیلت را برجسته میکنند. انتقادات رسانهها مثمر ثمر خواهد بود و به جای قضاوت، به توانبخشی اشتباه کرده و آموزش میدهند. ممکن است نیاز به مراکزی برای بازپروری قربانیان ترولینگ وجود داشته باشد. ما باید مراقب باشیم که رسانهها ما را متأثر نکنند و با توجه به اطلاعات صحیح، دیواری بین خودمان و نفرت ایجاد کنیم و به آیندهای متعادل و قابل تحمل برویم.
مقاله با عنوان "هنوز دوستم داری؟" درباره روش مناسب پرسیدن این سوال است.ابتدا به دشواری پرسیدن این سوال اشاره میکند.سپس پیشنهاد میدهد بهتر است به جای پرسش مستقیم، دلایل شکولرزهها را توضیح دهید.مقاله تاکید میکند باید با شجاعت و صراحت مسئله را در میان بگذارید.همچنین به اهمیت حفظ ارتباط و احترام متقابل اشاره دارد.در کل راهکارهایی برای مواجهه مناسب با این موضوع ارائه میدهد.
در تاریخ رسانهها گاهاً اتفاق افتاده است که یک هیولای واقعی پیدا شده است: شاید در دفتر رئیس جمهور، یا در یک لشکر ارتش یا یک زیرزمین حومه شهر. از چنین اکتشافات خارقالعاده و لرزهای، که ممکن است تعدادشان در هر قرن بیش از انگشتان یک دست نباشد، یک باور عمومی در هر سازمان رسانهای و در ذهن آخرین روزنامهنگار مشتاق جا افتاده است: هیولاها در همه جا وجود دارند، در ادارات، خانهها، سالنهای ورزشی، برجهای کنترل فرودگاه، سالنهای عمل و اتاقهای کابینت.