موسیقی میتواند ابزاری قدرتمند در مسیر یافتن آرامش و امنیت باشد. با انتخاب موسیقی مناسب و استفاده صحیح از آن، میتوانید به کاهش استرس، اضطراب و غم و اندوه و ایجاد حس امنیت و آرامش در خودتان کمک کنید.
سرچشمههای رنج و خوشحالیمان بسیار فراتر از درک ما قرار دارند. نیازهای بیاندازه قدرتمندی به صورت دورهای از ما عبور میکنند و هیچ راهی برای درک خودمان از خلال آنها نداریم، چه رسد به اینکه آنها را بهطور قابل اعتمادی به دیگران منتقل کنیم.
در این مقاله جامع، هر آنچه را که باید در مورد افسردگی بالینی بدانید، خواهید یافت. از شناخت علائم و انواع مختلف آن (مانند افسردگی فصلی و پس از زایمان) گرفته تا روشهای تشخیص و جدیدترین رویکردهای درمانی و راهکارهای خودیاری.
بررسی فلسفه مواد روانگردان و ارتباط آن با آگاهی از دیدگاه سوزان بلکمور. چگونه مغز تجربههای عرفانی و معنوی را خلق میکند؟ مواد روانگردان چه چیزی میتوانند در مورد آگاهی به ما بیاموزند؟
این ایده که ممکن است احساس ناخوشی روانی یک "مزیت" باشد، می تواند عجیب و غریب و حتی توهین آمیز به نظر برسد. با توجه به سختیهایی که بیماری روانی به همراه دارد، چرا کسی باید افسردگی، اضطراب، پارانوئید یا اختلال خودبیمارانگاری (اختلال در تصور بدن) را انتخاب کند؟ اصلا پرسیدن چنین سوالی میتواند شبیهی اتهام پنهانی برای فریبکاری یا وانمود به بیماری به نظر برسد.
یکی از مشکلات بزرگ ما انسانها این است که بیش از حد در ادامهدادن مهارت داریم. ما در تسلیم شدن به خواستههای دنیای بیرون، برآورده کردن انتظارات و دنبال کردن اولویتهایی که دیگران تعریف میکنند، متخصص هستیم. ما به ظاهر قوی و فعال هستیم و این کارهای شگفتانگیز را گاهی تا دهها سال بدون کوچکترین لرزشی انجام میدهیم.
یادگیری پذیرش جنسی خود، یک مسیر مهم در مسیر شناخت و قبول خودمان درباره جنسیت است. این مفهوم به معنای قبول و احترام به هویت جنسی خود و توانایی قبول تمام جوانب آن است. این فرایند به ما کمک میکند تا احساس رضایت و خوشبختی درباره خودمان و هویت جنسیمان پیدا کنیم.
موسیقی میتواند ابزاری قدرتمند در مسیر خودشناسی، رهایی از درد و یافتن معنا در زندگی باشد. با انتخاب موسیقی مناسب و استفاده صحیح از آن، میتوانید سفری عمیق و پربار به اعماق وجودتان داشته باشید.
در تاریخ رسانهها گاهاً اتفاق افتاده است که یک هیولای واقعی پیدا شده است: شاید در دفتر رئیس جمهور، یا در یک لشکر ارتش یا یک زیرزمین حومه شهر. از چنین اکتشافات خارقالعاده و لرزهای، که ممکن است تعدادشان در هر قرن بیش از انگشتان یک دست نباشد، یک باور عمومی در هر سازمان رسانهای و در ذهن آخرین روزنامهنگار مشتاق جا افتاده است: هیولاها در همه جا وجود دارند، در ادارات، خانهها، سالنهای ورزشی، برجهای کنترل فرودگاه، سالنهای عمل و اتاقهای کابینت.