بایگانی نوشتهها
تیپهای عجیب و غریبی که هنگام قرار ملاقات می بینیم
قرار گذاشتن ما را در معرض طیف وسیعتری از افراد نسبت به زمانی که در چارچوب محافظتآمیز یک زوجیت زندگی میکنیم، قرار میدهد. قرار گذاشتن ما را به دریای وسیع بشریت پرتاب میکند و برخوردهای ما ممکن است ما را به یک نتیجهگیری بزرگ و هوشیارکننده برساند: اینکه انسانها میتوانند واقعاً بسیار عجیب و غریب باشند
دلداریهای دوستانه
یکی از دردناکترین و در سکوت تحقیرآمیزترین حرفها که شاید با ملایمت و شیرینی در پایان شبی طولانی روی پلۀ خانه و با یک تاکسی منتظر در گوشهای خارج از دید زده شود، پیشنهاد این است که در نهایت احتمالاً بهتر است فقط «دوستان خوب» باقی بمانیم.
پایان قرارهای دوستیابی
هر قرار جدید، اگر خوششانس باشیم، ممکن است آخرین قرار باشد، نقطهای که در آن تنش، ناراحتی، ناامیدی و خستگی متوقف میشود، لحظهای که شخصی را پیدا میکنیم که بالاخره بتوانیم نام او را در وصیتنامۀ خود بنویسیم و سی و پنج سال بعد، یک شب بتوانیم با هم از نوۀ اولمان نگهداری کنیم.
چرا ازدواج با ما سخت است
همه ما انسانهایی به شدت پیچیدهایم. لازم نیست هیچ فرد خاصی را بشناسیم تا این را در مورد همه بدانیم. به طریقی همه ما تربیت و پرورش نامناسبی داشتهایم؛ انبوهی از ویژگیهای روانشناختی ناخوشایند داریم؛ در چنگال عادتهای بد گرفتاریم؛ مضطرب، حسود، بداخلاق و مغروریم. با موافقت با ازدواج با کسی، حجم عظیمی از مشکلات را وارد زندگی او میکنیم.
چرا رواندرمانی کار میکند؟
وقتی شرایط روحی نامساعدی داریم، دنیای مدرن سه پناهگاه اصلی به ما ارائه میدهد: داروهای روانپزشکی، درمان شناختی رفتاری و رواندرمانی.
وقتی مردم بد هستند
در واقع باید بر اساس حقیقتی پایهای و غیرقابل نقض فکر کنییم، اینکه دیگران به خاطر دردِ خودشان ناخوشایند رفتار میکنند. تنها دلیلی که آنها به ما آزار رساندهاند این است که - در اعماق وجودشان - خودشان آسیب دیدهاند.
یک والد خوب چه ویژگیهایی دارد؟
خود کودک، با طبیعت و نیازهای منحصر به فردش، با آرزوهای خاص خود برای تحقق بخشیدن، معمولاً آخرین چیزی بود که کسی به آن فکر میکرد. وقتی کودک از راه میرسید، اغلب با کمی بهتر از یک حیوان با او رفتار میشد؛ احتمال زیادی وجود داشت که جوان بمیرد و تا زمانی که ثابت نمیکرد زنده میماند، نادیده گرفته میشد – و مجبور بود به جای کاوش و پرسشوگو، اطاعت کند و گوش دهد.
از احساس ساخته شدهایم
بهراحتی میتوان تصور کرد که ما – چه در ذات و چه در نگرشمان – محکم هستیم، مانند سنگ، چوب یا (بهصورت استعاری) کلمات یا معادلات جبری. و سپس، با گذشت زمان، تمایل داریم با واقعیت آزاردهندهتر و عجیبتری روبرو شویم: حقیقت آن است که ما بهطور قابلتوجهی از آب ساخته شدهایم.