به دلایل موجه، اغلب تصور میکنیم سرنخهای اصلی برای درک هویت ما در مغز نهفته است. ما بر این باوریم که کلمات و خاطرات بیشترین نقش را در توضیح ماهیت وجودی و تجارب گذشتهی ما، برای خود و دیگران، ایفا میکنند.
این مقاله به بررسی ریشههای روانشناختی حساسیت به انتقاد و تاثیر تجارب دوران کودکی بر نحوهی دریافت آن در بزرگسالی میپردازد. در این مقاله خواهید آموخت که چگونه با آگاهی از گذشته و با کمک راهکارهای عملی، از انتقاد به عنوان فرصتی برای رشد و ارتقا استفاده کنید.
آیا از بیماری روانی رنج میبرید و به دنبال راهی برای رهایی از تاریکی و رسیدن به آرامش هستید؟ این مقاله برای شماست. در اینجا، با اتکا به جدیدترین یافتههای علمی و تجربیات افراد مبتلا به بیماریهای روانی، راهنمای گام به گامی برای بهبودی ارائه میشود.
آنچه باعث میشود برای ما، افراد مضطرب، مسائل بسیار دشوار شود، این است که قادر به حفظ تمایز بین آنچه به طور عینی سزاوار وحشت است و آنچه به طور خودکار و بدون فکر وحشت را برمیانگیزد، نیستیم. پرسش آرامشبخشِ اصیل - «آیا واقعاً در اینجا چیزی برای ترسیدن وجود دارد؟» - حتی نمیتواند وارد ذهن شود: هیچ حسی وجود ندارد که واکنش خوشخیمی حتی ممکن باشد.
در این مقاله به بررسی دلایل تمرکز ما بر یک ویژگی خاص هنگام مقایسه گزینههای مختلف میپردازیم. با شناخت بهتر اکتشاف سریع، میتوانید تصمیمگیریهای آگاهانهتری داشته باشید.
زمانی که احساس شرم میکنیم، درگیر نفرتی ابتدایی و عمیق نسبت به خودمان میشویم؛ خجالتی فراگیر که وجودمان، خواستههایمان و کارهایی که انجام دادهایم را در برمیگیرد.
در تاریخ رسانهها گاهاً اتفاق افتاده است که یک هیولای واقعی پیدا شده است: شاید در دفتر رئیس جمهور، یا در یک لشکر ارتش یا یک زیرزمین حومه شهر. از چنین اکتشافات خارقالعاده و لرزهای، که ممکن است تعدادشان در هر قرن بیش از انگشتان یک دست نباشد، یک باور عمومی در هر سازمان رسانهای و در ذهن آخرین روزنامهنگار مشتاق جا افتاده است: هیولاها در همه جا وجود دارند، در ادارات، خانهها، سالنهای ورزشی، برجهای کنترل فرودگاه، سالنهای عمل و اتاقهای کابینت.