در واقع باید بر اساس حقیقتی پایهای و غیرقابل نقض فکر کنییم، اینکه دیگران به خاطر دردِ خودشان ناخوشایند رفتار میکنند. تنها دلیلی که آنها به ما آزار رساندهاند این است که - در اعماق وجودشان - خودشان آسیب دیدهاند.
مقاله با عنوان "نکته نگاه کردن به پنجره" در مورد مزایای این کار صحبت میکند.ابتدا به نقاشیهایی از هانری ماتیس اشاره میکند که افرادی را کنار پنجره نشان میدهد.سپس میگوید هدف نگاه کردن به پنجره، دیدن منظره بیرون نیست، بلکه فرصتی برای شناخت بهتر خود است.مقاله توضیح میدهد این کار باعث میشود احساسات و ایدههایی که سعی داریم نادیده بگیریم را بشناسیم. در کل تاکید دارد نگاه کردن به پنجره ابزار مفیدی برای شناخت بهتر خود است.
جان بالبی، روانشناس انگلیسی، سه الگوی دلبستگی اضطرابی، اجتنابی و امن را تعریف کرد. این ویدئو نگاهی میاندازد به این انواع دلبستگی و پرسشنامه معتبر بالبی که به ارزیابی سبک دلبستگی فرد کمک میکند. هدف کمک به شناخت الگوهای دلبستگی خود و آگاهی از تاثیر آن در روابط است. راهکارهایی نیز برای بهبود روابط عاطفی با توجه به الگوی دلبستگی ارائه شده است.
آیا با فردی محتاط و منفینگر در محل کار یا زندگی خود روبرو هستید؟ این مقاله به شما در درک ریشههای رفتار آنها، شناسایی الگوهای رفتاری و ارائه راهکارهایی برای کمک به آنها در غلبه بر نگرانیها و دیدگاه منفی و ترویج تفکر مثبت یاری میرساند.
ما با یک احساس کلی کار میکنیم که ممکن است خوب باشد که بهعنوان (مثلاً) یک خلبان یا مدیریت یک هتل، یک دامپزشک مشغول باشیم یا برنامه های تلویزیونی تولید کنیم، اما ما خجالت میکشیم که به جزئیات اینکه لذت بخشترین جنبههای چنین مشاغلی ممکن است کجایشان باشد، بپردازیم.
روانشناسی ما را با مفاهیم چالشبرانگیز و گاه حتی شرمآوری روبرو میکند که یکی از رایجترین آنها «کودک درون» است. افرادی که بر هوش و تجربهی بالای خود تأکید دارند، ممکن است با شنیدن این اصطلاح ابرو بالا بیندازند یا با تردید سر تکان دهند.
پنج ویژگی شخصیتی بزرگ (The Big Five Personality Traits) مجموعهای از ویژگیهای رایج در شخصیت انسانها هستند که در روانشناسی شخصیت مورد بررسی قرار میگیرند. این ویژگیها عبارتاند از: همواری (Openness) | وظیفهشناسی (Conscientiousness) | برونگرایی (Extraversion) | سازشپذیری (Agreeableness) | عصبانیت (Neuroticism)
در تاریخ رسانهها گاهاً اتفاق افتاده است که یک هیولای واقعی پیدا شده است: شاید در دفتر رئیس جمهور، یا در یک لشکر ارتش یا یک زیرزمین حومه شهر. از چنین اکتشافات خارقالعاده و لرزهای، که ممکن است تعدادشان در هر قرن بیش از انگشتان یک دست نباشد، یک باور عمومی در هر سازمان رسانهای و در ذهن آخرین روزنامهنگار مشتاق جا افتاده است: هیولاها در همه جا وجود دارند، در ادارات، خانهها، سالنهای ورزشی، برجهای کنترل فرودگاه، سالنهای عمل و اتاقهای کابینت.