خودآگاهی توانایی درک و شناخت افکار، احساسات، رفتارها، نقاط قوت و ضعف و انگیزههای خودمان است. این به معنای شناخت خود به عنوان یک فرد منحصر به فرد با تجربیات، باورها و ارزشهای خاص خودمان است.
دنیای مدرن با وجود پیشرفتهای چشمگیر، چالشهای جدیدی را پیش روی انسان قرار داده که میتواند منجر به اضطراب و استرس شود. این مقاله به بررسی ریشههای اضطراب در دنیای مدرن مانند سرعت بالای زندگی، حجم بالای اطلاعات، مقایسههای اجتماعی و ... میپردازد. در ادامه، راهکارهایی برای مقابله با اضطراب و حفظ آرامش در عصر شتاب ارائه میشود.
دیدگاه هگل درباره پایان تاریخ، یکی از مفاهیم مهم فلسفی او است. هگل باور داشت که تاریخ یک فرآیند پیوسته است که به سوی تحقق روح جهانی پیش میرود. او معتقد بود که تاریخ به شکلی تدریجی و تکاملی به سمت رشد و پیشرفت جامعه انسانی پیش میرود و در نهایت به مرحلهای میرسد که همه تناقضات و مخالفتها در جهانیت (روح جهانی) حل شده و تاریخ به پایان میرسد.
در دنیایی پرشتاب و پرمشغله، یافتن آرامش واقعی میتواند دشوار باشد. اما در دل عظمت جهان هستی، گنجینهای از آرامش نهفته است که در انتظار کشف شدن توسط ماست. این مقاله به شما کمک میکند تا با درک مفهوم «متعالی» و ارتباط آن با آرامش، مسیر رسیدن به صلح و سکون درونی را بیاموزید.
در واقع باید بر اساس حقیقتی پایهای و غیرقابل نقض فکر کنییم، اینکه دیگران به خاطر دردِ خودشان ناخوشایند رفتار میکنند. تنها دلیلی که آنها به ما آزار رساندهاند این است که - در اعماق وجودشان - خودشان آسیب دیدهاند.
این ویدئو به بررسی دلایل روانشناختی اسارت در چنین روابطی میپردازد. همچنین راهکارهایی برای خروج از این وابستگی مضر و برقراری آزادی عاطفی ارائه میدهد. برای کسانی که در چنین موقعیتی هستند مفید است.
هر تجربه ترومازی که از درگیریهای نظامی ناشی شود، بهعنوان تروماهای جنگ شناخته میشود و تمام این تروماها میتوانند به اختلالات سلامت روان مانند اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) منجر شوند.
رقص در اکثر فرهنگها جایگاه ویژهای داشته است. مردم در گروههایی گرد هم میآمدند، با صداهای ریتمیک طبلها و فلوتها، ارگها و گیتارها، سرودها و فریادها غرق میشدند و دستها و پاهایشان را به شیوههای پیچیده و دیوانهوار تکان میدادند و خودشان را در حیرت رقص گم میکردند. بیجهت نبود که نیچه، شخصیتی دردناک منزوی در زندگی روزمره، اعلام کرد: «فقط به خدایی ایمان میآورم که بتواند برقصَد» (نظری که در کنار اعلام قاطعانهی دیگرش قرار میگیرد: «بدون موسیقی، زندگی اشتباه است.»)
در تاریخ رسانهها گاهاً اتفاق افتاده است که یک هیولای واقعی پیدا شده است: شاید در دفتر رئیس جمهور، یا در یک لشکر ارتش یا یک زیرزمین حومه شهر. از چنین اکتشافات خارقالعاده و لرزهای، که ممکن است تعدادشان در هر قرن بیش از انگشتان یک دست نباشد، یک باور عمومی در هر سازمان رسانهای و در ذهن آخرین روزنامهنگار مشتاق جا افتاده است: هیولاها در همه جا وجود دارند، در ادارات، خانهها، سالنهای ورزشی، برجهای کنترل فرودگاه، سالنهای عمل و اتاقهای کابینت.