این ویدیو از مدرسه زندگی به بررسی انتظارات ما از سفر و مسافرت میپردازد و تفاوت آن با واقعیت را تشریح میکند. مسائلی چون آیا همواره سفر و مسافرت باعث شادی میشود یا خیر مورد بحث قرار میگیرد.
کشف انضباط ذهنی، تاب آوری و انتخاب های استراتژیک مورد نیاز برای هدایت آینده ای که به نظر می رسد دور است، در حالی که بر موانعی که مانع پیشرفت می شوند غلبه می کنید.
آیا میخواهید روابطی صمیمی و سالم با دیگران بسازید؟ در این مقاله به شما خواهیم گفت که چگونه از دام بیش از حد دوستانه بودن فرار کنید و با درک نیازها و احساسات دیگران، تعاملاتی سازنده و لذتبخش داشته باشید.
مفهوم برانگیخته شدن (تریگر شدن) هسته مرکزی بحث در مورد تروما است و بر روی مفهومی بسیار مهم در زندگی روانشناختی قرار میگیرد – مفهومی که احترام، همدردی و توجه ما را میطلبد. برانگیخته شدن، در سادهترین شکل خود، واکنش با ترس و خشم شدید به موقعیتی در زمان حال است که برای دیگران ممکن است بینقص و بیاهمیت به نظر برسد.
میراث تکامل ما شامل ویژگیهای مفیدی مانند توانایی یادگیری و سازگاری است. با این حال، این میراث شامل چالشهایی مانند اضطراب نیز میشود. این مقاله به بررسی ریشههای اضطراب در ژنها و تاریخ ما و راهکارهایی برای مقابله با آن میپردازد.
در دنیای بهتر، رسانهها اصلاح خواهند شد و به دنبال راهحلها و بهبود جامعه خواهند بودند. آنها با رویکردی مهربانانه، صبر، امید و انعطافپذیری، فضیلت را برجسته میکنند. انتقادات رسانهها مثمر ثمر خواهد بود و به جای قضاوت، به توانبخشی اشتباه کرده و آموزش میدهند. ممکن است نیاز به مراکزی برای بازپروری قربانیان ترولینگ وجود داشته باشد. ما باید مراقب باشیم که رسانهها ما را متأثر نکنند و با توجه به اطلاعات صحیح، دیواری بین خودمان و نفرت ایجاد کنیم و به آیندهای متعادل و قابل تحمل برویم.
رفتار مردمداری، الگوی رفتاری رایجی است که در آن فرد، برای جلب رضایت و تأیید دیگران، نیازها و خواستههای خود را نادیده میگیرد. این افراد، اغلب با اضطراب اجتماعی، عزت نفس پایین و ترس از طرد شدن دست و پنجه نرم میکنند.
یادگیری توجه کردن به لذت، به معنای بهبود کیفیت زندگی و تجربه لحظات خوشایند است. زندگی امروزی پر از استرس و مشغلههای روزمره است و اغلب به جزئیات کوچک و لذتهای روزمرهمان توجه نمیکنیم. با یادگیری این مهارت، میتوانیم لحظات زندگی را بیشتر به ارزش بشناسیم و احساس شادی و رضایت بیشتری را تجربه کنیم.
در تاریخ رسانهها گاهاً اتفاق افتاده است که یک هیولای واقعی پیدا شده است: شاید در دفتر رئیس جمهور، یا در یک لشکر ارتش یا یک زیرزمین حومه شهر. از چنین اکتشافات خارقالعاده و لرزهای، که ممکن است تعدادشان در هر قرن بیش از انگشتان یک دست نباشد، یک باور عمومی در هر سازمان رسانهای و در ذهن آخرین روزنامهنگار مشتاق جا افتاده است: هیولاها در همه جا وجود دارند، در ادارات، خانهها، سالنهای ورزشی، برجهای کنترل فرودگاه، سالنهای عمل و اتاقهای کابینت.