بایگانی نوشتهها
بازآفرینی مفهوم کودکی فراموششده
آیا تا به حال حسرت دوران کودکی را خوردهاید؟ آیا به دنبال راههایی برای بازیابی شادی و خلاقیت دوران کودکی خود هستید؟ در این مقاله، به شما کمک میکنیم تا مفهوم کودکی فراموششده را درک کنید و راههایی برای بازآفرینی آن در زندگی خود بیابید.
خوشرفتاری: روی دیگر سکهی عزت نفس پایین
در نگاه اول، تمایل به خوشایند دیگران ممکن است صرفاً نشانهای از شخصیتی دلنشین به نظر برسد. چه ایرادی میتواند در کسی باشد که همیشه لبخند بر لب دارد، خوشبرخورد است، موافقت میکند و مانع ایجاد نمیکند؟ در دنیایی پر از سختی، مگر خواهان افزایش تعداد چنین افرادی در جامعه نیستیم؟
جاذبه و خطر شهرت: جستجویی برای نیازهای برآورده نشده
تمایل به شهرت اغلب از اشتیاق عمیق به ارتباط و تأیید نشأت میگیرد که غالباً در تجربیات اولیه غفلت یا آسیب عاطفی ریشه دارد. از دور، شهرت وعدهای درخشان به نظر میرسد: احترام، ستایش و مهربانی. با این حال، این بتپرستی پیچیدگیهای روانی را که در زیر شکار بیوقفه برای شهرت نهفته است، نادیده میگیرد.
اختلالات خارج از کنترل در زندگی
این متن درباره ناپیشبینیها، تغییرات غیرقابلکنترل و اختلالات در جریان زندگی صحبت میکند. میگوید امید ما این است که زندگی به طور نرمال و متناسب با تصورمان پیش برود، اما وقوع فجایع و حوادث غیرمنتظره را به یاد میآورد که زندگی تحت کنترل ما نیست و خط قضا برای همه یکسان نیست. در کل به عدم قطعیت و پیشبینیناپذیری در زندگی اشاره میکند.
هنر گمشده خواندن برای لذت: بازپسگیری عمق در دنیای دیجیتال
در جهانی که به نظر میرسد کارآمدی را بالاتر از همه چیز میگذارد، عمل ساده خواندن برای لذت تقریباً سرکشانه است.
بازندهها در مقابل شکستخوردگان تراژیک
در این مقاله، به بررسی دو دیدگاه متفاوت در مورد شکست میپردازیم: دیدگاه سنتی که شکست را با عدم موفقیت و شرم پیوند میدهد، و دیدگاه تراژیک که شکست را فرصتی برای یادگیری و رشد میداند. همچنین به بررسی این موضوع میپردازیم که چگونه میتوان از دیدگاه تراژیک برای مقابله با شکست و یافتن معنا در زندگی استفاده کرد.
تصورات غلط رایج درباره جلسات روان درمانی
رواندرمانی اغلب با تصورات منفی همراه است. در این مقاله، رایجترین افسانهها را بررسی میکنیم و به شما کمک میکنیم تا بفهمید جلسات روان درمانی واقعاً چه چیزی را شامل میشوند.
MDMA: عاملی بحثبرانگیز در اکتشاف رواندرمانی
در اواخر دوران فعالیت حرفهای خود، زیگموند فروید به طور خلاصه به امکان وجود یک عامل درمانی در آینده فکر کرد. این ماده فرضی از قابلیت قابل توجهی برای پایین آوردن خود به خود مکانیسمهای دفاعی بیمار برخوردار بود و در نتیجه دسترسی بدون مانع به ضمیر ناخودآگاه را فراهم میکرد. تا طلوع قرن بیست و یکم، به نظر میرسید که کاندیدایی بالقوه برای این منظور در صحنه رواندرمانی ظهور کرده است: MDMA (3,4-methylenedioxymethamphetamine).
تداعی آزاد: کلید واکاوی ناخودآگاه
یکی از اصول بنیادین روانکاوی این است که فراموشی آسیبهای روانی، زمینهساز بیماری میشود. به عبارت دیگر، فراموش کردن تجربیات تلخ و ناگفتهای که به شدت نیاز به بیان دارند، منجر به بروز اختلالات روانی میگردد. تاریخچهی پرفراز و نشیب روانکاوی، روایتگر تلاشهای گسترده و متنوع برای کمک به افراد جهت به یادآوردن حقایق دردناکی است که سلامت روان و آیندهی بدون اضطراب آنها بدان وابسته است.